یگانگی - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
یگانگی عشق به یگانگی اش زیباست. هرگز عشق را؛ با یک حرمسرا سهیم نخواهم شد. عشق را یگانه می بخشم و یگانه می خواهم. + تاریخ | یکشنبه دهم دی ۱۳۹۶ساعت | 12:9 نویسنده | ره آن سو ، : ؛ |
ورزش فقرا ورزش اغنیا - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
چند سال زندگی در جنوب شهر به دلیل نزدیکی به یک جلسه که برایم مشارکت در آن اهمیت داشت به من أموخته که لزوما زندگی در أن منطقه به معنای فقر نیست، حال آنکه حتی زندگی در شرق یا غرب هم برای کسانی که شمال شهر زندگی می کنند به به واقع از بسیاری جهات کم هزینه تر است. کلاس ورزش های منطقه جنوب با 30 هزار تومن...
گروه درمان چاقی با عشق - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
دوستم به من زنگ زد و من رو به همایششون دعوت کرد و وقتی من بهش گفتم که من چاق نیستم ها! من همش 57 کیلو هستم، گفت حالا تو بیا! وقت نداشتم و دوتا کلاسمو کنسل کردم. در واقع رفتم که دوستمو ببینم. و دو روز باهاش صفا کنم. وقتی آماده رفتن شدم مکالمه دو روز پیشم رو با همسرم به یادآوردم "می خوام برم یه جایی ک...
شکوه - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
شکوه عشق ما را متحول می کند.عشق بی تردید روح خداوند را در معشوق نشانه رفته است نه خود او را. هرچند که روح الهی او، هموست و باقی، همه اضافاتی دور ریختنی. باشکوه باشیم و هرروز و هربار باشکوه ترِ.
ارزانی اش باد . . . - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
آنکه بعد از تحقیرها و بی احترامی ها و بی تفاوتی ها،بعد از گذشت زمانی طولانی، همچنان برای این رفتار نامحترمانه آغوش گشوده باشد، بی تردید آنچه می بخشد سخیف و کم ارج است. او حتما در خور آن همه بی مهری و بی احترامی هست. ارزانی اش باد.
زنی در آینه - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
می دانی عزیزم؟من هنوز به عشق ایمان دارم. به پاکی، به قداست، به شور، به حرارت، به معجزه، به یگانگی، به قدرت، به صلابت، به شکوه، به زایش، به تحول، به اقتدار، به بزرگواری، به آزادگی و به بخشش عشق ایمان دارم. اما اشتباه نکن! هیچ مردی تا به حال باعث نشده که به عشق ایمان بیاورم. هیچ مردی. ایمان من به عشق ...
ناگزیر - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
چشمها را که ببندم تو اینجا هستی. از این حضور پرقدرت چطور می توان گریخت؟ تسخیر می شوم. من نیز قدرتمندم. تو از من چطور می توانی گریخت؟ تسخیر می کنم.
خسته ام - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
از عاشق بودن خسته هستم. می خواهم معشوق باشم و هی قهر کنم و اصلا هم محل نگذارم. این تقصیر کسی هم نیست. موضوع فقط این است که خسته ام و می خواهم بخوابم. طولانی زیاد عمیق برای همیشه از عاشق بودن خسته ام. بگو عزیزم؛ مگر چیزی دیگری جز مرگ هست که قدرت این را داشته باشد که به عشق پایان دهد؟ و من هم از عاشق ...
نمی خوانم . . . نخوان . . . - تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 5:06
با خودم عهد بستم که هرگز از تو کتابی نخوانم.هرگز دنبال هیچ مطلبی که تو نوشته باشی نباشم. فایده اینکه خنجرها و تیرهای پراکنده و به هرسو رها شده ات را به دست خودم توی قلبم فرو کنم چیست؟ همین حالا هم بیش از تحملم زخمی هستم. برای تو هم بهتر است که عاشقانه ها، سوگنامه ها، مرگنامه ها و حتی زندگی نامه های ...
دزد فراری، زندانبانِ عاشق - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
دزد فراری، زندانبانِ عاشق . زندانبانِ عاشق، بی شک، مهربان تر است از دزدِ فراری . . . . + تاریخ | یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ساعت | 20:20 نویسنده | ره آن سو ، : ؛ |
قلم صنع می گردد به سحر . . . - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. . سحرِ واژگان نگارین، فریاد پرشوری است که تا عمق ذرات هستی نفوذ می کند؛ سحر واژگان آهنگین، آوایی هماره هست، که جهان را یکپارچه، به چرخش سماع واداشته ، : ؛ قلم صنع من اینک به گردش آمده . . . صدایم، در جانت فریاد می کند . . . مجنون خواهی شد. . . مجنون تر . . . . . + تاریخ | دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳...
پیراهن زرد . . . - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. . پیراهن زرد می پوشم . . . مثل آن روز . . . با دامن پرچین موهای سیاهم را روی شانه هایم می ریزم . . . نگاهت می کنم . . . و تو مثل آن روز . . . نخواهی توانست چشم از من برداری . . . تا ابد . . . با موزیک متن: Sari galin by skruk korosu + تاریخ | سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت | 12:35 نویسنده | ره آ...
ششمين روز آفرينش از پس خرم روز - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. . شش روز پس از خرم روز روز وصال عاشقانه ی مهر و ماه آنگاه كه يلدا بانو ،گيسوان شبق وار بلندش را مى بافت و كم كمك جمع مى كرد از پريشانى به دنيا آمدم تا امتدادى باشم بر طلوع خورشيد از پس بلنداى شب مهرورزى مهر و ماه ، : ؛ وه! چه شادمانه نور مى افشاند خورشيد در دل زمستان آن زمان كه شب مى شكند و اميد ر...
از ازل . . . - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
از ازل . . . . . خواستى به من بخند! اما راست مى گويم، آنچه از دریچه ی نگاهِ ستاره بارانِ همه ى مردانى كه از آغاز تا كنون مرا نگريسته اند تماشایم می کرد . . . . عشق تو بود ، : ؛ . . + تاریخ | سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت | 15:57 نویسنده | ره آن سو ، : ؛ |
نامِ "خورشید" - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
نامِ "خورشید" . . امروز وقتی در آغوش انوار طلایی خورشید چون دلدادگان پرشور رقصیدم دانستم که نام "خورشید" عاشق کش ترین و دیوانه کننده ترین نام جهان است ، : ؛ . + تاریخ | سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۶ساعت | 16:21 نویسنده | ره آن سو ، : ؛ |
اژدهای آتش خوار آتشین دمِ من! - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. . اژدهای آتشین من، هرروز بیشتر توی دلم جا می شوی! کاش بدانی که درست می روی و همین طور هم ادامه بدهی . . . می دانی عزیزم؟ وقتی عشق پیش پایت مثل یک اژدهای آتش خوار ظاهر می شود عجیب نیست که بترسی و فرار کنی . . . . خیلی زمان می برد، که نترسی، تا بیایی پیش تر و به نی نی چشمان عسلین اش نگاهش کنی؛ و توی...
دمِ غروب - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. . مریم پاهای برهنه اش را بیشتر لای شن های گرم فرو کرد. رویش را از افق دریا که خورشید را تا دقایقی بعد ملاقات می کرد چرخاند و به صورت اشک آلود مهری دوخت که بی وقفه می بارید. دستش را روی گونه مهری کشید و یکی از اشک هایش را گرفت. با صدایی پر اندوه و خسته گفت: مهری جون! عزیز من! چی می خواستی ازش؟ ولش ...
درسی برای یک عمر با سنگ واژه های روستای مهارلو . . . - تاریخ: 1396/10/4 ساعت: 13:58
. توی ده بوی نان تازه که می آمد، دماغت می تونست ببردت اونجا که با نگاه معصوم و یک لبخند کودکانه زل بزنی به در باز خونه . . . به زن روستایی که توی آشپزخونه دود گرفته سیاه رنگش نشسته پای تنور و تند تند روی سینی محدبش خمیر پهن می کنه و می کنه توی تنور. و نون تَنُکِ داغی که به رسم مهر و بعد هم آشنایی هم...